ایران جزء ۱۰ کشوری است که در حوزه کراودفاندینگ مشغول قانون‎گذاری شد. چنین افتخاری عمری طولانی‎مدت نداشت و دیری نپایید که در همان ابتدای راه و با قانون‌گذاری نادرست، دولتی‎ها چنین افتخاری را از ایران سلب کردند. کارشناسان این حوزه معتقدند دولت نه‌تنها قانون درستی برای کراودفاندینگ‎ها ایجاد نکرده؛ بلکه مانند برخی دیگر قوانین در ایران، محلی برای رانت شده است.

کراودفاندینگ یا تامین مالی جمعی یکی از قدرتمندترین ابزارهای رشد کسب‌وکار به‌شمار می‎آید. در واقع یکی از تاکتیک‎های افزایش سرمایه‎ محسوب می‎شود که با پیشرفت فناوری توانسته مزایای خوبی را ایجاد کند. زمانی که یک استارت‌آپ راه‌اندازی می‎شود، برای تامین مالی خود به یک کراودفاندینگ نیاز دارد. در این راستا اگر از یک پلتفرم مشهور کراودفاندینگ استفاده شود، پیام‎هایی جهت سرمایه‎گذاری در معرض دید همه قرار می‎گیرد و در صورت مناسب‌بودن انتخاب، جذب اعتبار اجتماعی و مالی بالا خواهد رفت.

چند سالی است در ایران، حضور دولتی‎ها در این حوزه، نقش بخش خصوصی را کمتر کرده و بسیاری از پلتفرم‎های کراودفاندینگ را به سمت تعطیلی کشانده، از جمله این پلتفرم‎ها دونیت است که به دلایل مختلفی از ادامه روند کار خود در ایران انصراف داده است. به سراغ محی سنیسل صاحب پلتفرم کراودفاندینگ دونیت رفتیم تا از او، چرایی تعطیل‌شدن پلتفرم دونیت را جویا شویم.

سابقه کراودفاندینگ در ایران

دل‌ خوشی از دولتی‎ها و دخالت‌شان در این حوزه نداشت و معتقد بود کراودفاندینگ در ایران از ابتدا خوب پیش رفت، اما در نطفه خفه شد. او در ابتدای کلام خود به سابقه کراودفاندینگ در ایران اشاره کرد: «سابقه کراودفاندینگ در ایران به شش تا هفت سال پیش برمی‎گردد؛ البته کراودفاندینگی که ما با آن سروکار داریم، بر بستر اینترنت انجام می‎شود، در حالی ‎که قبل از این با اوراق مشارکت تامین می‎شد. کراودفاندینگ با پلتفرمی به نام «پول‎پل» متولد شد و البته قبل از «پول‎پل»، پلتفرم دیگری که در زمینه چاپ و نشر کتاب کار می‎کرد، به‌صورت اختصاصی از کراودفاندینگ استفاده کرد. این پلتفرم هیچ‌گاه از عبارت تامین مالی جمعی یا کراودفاندینگ استفاده نکرد. استفاده از کراودفاندینگ توسط این پلتفرم هنوز هم پابرجاست و مدیران آن را از خارج از کشور مدیریت می‎کنند؛ به همین دلیل در داخل ایران این پلتفرم را در نظر نمی‎گیرند. در حال حاضر تنها پلتفرم پول‎پل به‌عنوان اولین‎ها شناخته شده و حدود شش سال و نیم پیش در راستای تامین مالی برای هنرمندان مستقل راه‎اندازی شد؛ چیزی شبیه حامی‎جو که امروز وجود دارد. البته این پلتفرم بعد از یک ‎سال، به‌دلیل عدم استقبال مردم تعطیل شد.»

تولد پلتفرم کراودفاندینگی به نام دونیت

کراودفاندینگ مهربانه و دونیت با اختلاف یک هفته از یکدیگر راه‎اندازی شدند و بیشتر فعالیت‎های آنها خیریه بود؛ هرچند دونیت با دید خیریه شروع نشد، اما چون در سایر حوزه‎ها فعالیت سخت بود، مجبور شدند به سمت خیریه حرکت کنند.

محی سنیسل صاحب کسب‌وکار دونیت در این‎باره می‎گوید:

«حدود چهار سال پیش در سایر حوزه‎ها نیز ورود پیدا کردیم. اولین تجربه‎ها در زمینه کراودفاندینگ غیر‎خیریه متعلق به دونیت بود که توانستیم یکسری از پروژه‎های کارآفرینی را تامین مالی کنیم. از آنجایی که تعداد و حجم پروژه‌ها پایین بود، باز به سمت کراودفاندینگ خیریه حرکت کردیم. از میان دسته‎های کراود‎فاندینگ، بحث پاداش‌محور را شروع کردیم و بحث سهام‎محور به‌دلیل اینکه نیاز به قانون‎های خاصی بود، شروع نشد.»

در ایران روش وا‌‎م‌دهی ممنوع شد

یک سال و نیم پیش، وزارت کار برای بحث مجوز کراودفاندینگ ورود پیدا کرد و کارگروهی تشکیل شد تا در این راستا، قانون‎گذاری کنند. همان موقع بود که پلتفرم‎ها آماده شدند، اما هیچ‎کدام در واقع لانچ نشدند و کارشان را شروع نکردند تا قوانین وضع شود. حدود شش ماه پیش، پیش‎نویس قوانین برای اولین‌بار منتشر شد و هم‎اکنون در حال بهبود و پیشرفت است.

محی سنیسل به متد وام‎دهی توسط کراودفاندینگ‎ها در جهان اشاره کرد و با لحنی توام با نارضایتی گفت: «در سطح جهان بیشترین حجم کراود‎فاندینگ متعلق به متد وام یا بدهی است که مردم با یکدیگر پول می‎گذارند و وام را به کسی که کمپین را ایجاد کرده، می‎پردازند. در ایران این روش به‌صورت مطلق توسط بانک مرکزی ممنوع شد و حتی در مورد آن صحبت هم نمی‎شود. دلیل آن این است که این روش می‎تواند یکی از درآمدهای اصلی بانک‎های ما را زیر سوال ببرد و به آن آسیب بزند. اگر مردم بتوانند با شرایطی که توافق می‎کنند، وام دهند، به کسب‌وکار بانک‎ها لطمه می‎خورد.»

شرایط نامناسب اقتصادی؛ عامل اصلی

حدود پنج سال پیش پلتفرم دونیت راه‎اندازی شد. دید دونیت در راستای تامین مالی برای فعالیت‎های نوآورانه و کارآفرین‎ها بود.

صاحب کسب‌وکار دونیت گریزی به چهار سال پیش زد و ادامه داد: «حدود چهار سال پیش فراخوانی زده شد که با استقبال بالایی مواجه شد و حدود ۱۵۰ ایده به سمت ما آمد که برای سرمایه‎گذاری آماده بودند. از ۱۵۰ ایده تنها سه مورد آن انتخاب و برای آنها کمپین راه‌اندازی شد. تلاش زیادی روی ایده‎های منتخب صورت گرفت؛ ولی موفقیت‎آمیز نبود. دو سال بعد نیز در اکوسیستم هیچ تجربه موفقی وجود نداشت تا اینکه ما یک پروژه دیگر به نام «فاین‎دیما» را که نوعی گجت بود، به مبلغ ۲۴ میلیون تومان از حدود ۴۰۰ حامی، تامین مالی کردیم. این اتفاق نقطه شروع کراودفاندینگ «پاداش‎محور» در ایران بود. متاسفانه به‌دلیل پایین‌بودن حجم پروژه‎ها نمی‎توانستیم از این مدل کسب‌وکار استفاده کنیم و همچنان در کنار آن بحث خیریه‎ها را حفظ کردیم. از همان اول تصمیم بر این بود که پلتفرم خیریه نباشد، ولی به‌واسطه یک تجربه تصمیم ‎گرفته شد بحث خیریه باقی بماند. هرچه جلوتر رفتیم، به این نتیجه رسیدیم که زمینه آماده نیست؛ بنابراین بیشتر به سمت کراودفاندینگ خیریه متمایل شدیم. حدود سه سال پیش چنین تجربه‎ای روی دونیت اعمال شد و بعد از آن نیز پلتفرم‎های دیگری آمدند. یک نمونه آن حامی‎جوها بودند که در بحث پاداش‎محور و موضوع‎هایی به ‎غیر از خیریه فعالیت کردند و تجربه‎های موفقی نیز داشتند، اما هنوز نمی‎شود یک پلتفرم کراودفاندینگ را نام برد که خارج از مبحث خیریه باشد و به موفقیت چشم‌گیری رسیده باشد.»

او با اشاره به اینکه کراودفاندینگ در ایران هنوز به جایگاه مناسب خود نرسیده است، گفت: «دلایل زیادی وجود دارد. بیش از هر دلیل دیگری مانند عدم‎ آگاهی، عدم شناخت، نبود بستر مناسب و زیرساخت‎های قانونی و… شرایط نامناسب اقتصادی موجب عقب‌افتادن کراودفاندینگ در ایران شده است. اگر پلتفرم‎هایی را که در دنیا وجود دارند، بررسی کنیم، پی خواهیم برد، مردم سهمی از دارایی مازاد خود را روی کراودفاندینگ‎هایی سرمایه‎گذاری می‎کنند که دارایی مازاد باشد؛ در واقع نیازهای اولیه زندگی آنها تامین شده و حالا به فکر سرمایه‎گذاری هستند. در بحث غیرخیریه، این نوع سرمایه‎گذاری بیشتر به‌دنبال علاقه‌مندی شخصی افرادی که به نوآوری علاقه دارند، انجام می‎شود.

موضوع دوم این است که دوست دارند یک گجت یا محصول هنری یا نوآورانه را تهیه کنند. در ایران پول گران است و بر فرض مثال کسب‎وکاری که ‎بخواهد محصول نوآورانه تولید کند؛ هم‎اکنون به چیزی حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان نیاز دارد. تامین ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان از طریق حمایت‎های خرد مردمی که روی پلتفرم دونیت، مبلغ میانگین آن ۱۵ هزار تومان است، نیاز به حامیان زیادی دارد. بین مبالغی که کارآفرین‎ها نیاز دارند و مبالغی که مردم توان پرداخت آن را دارند، فاصله زیادی وجود دارد. اگر در پلتفرم‎ها دقت کنید کلی پروژه خواهید دید که ۱۰ یا ۲۰ درصد پیشرفت کرده‌اند، اما شکست خورده‎اند. دلیل اصلی آن عدم وجود تعادل است. مبلغی که یک کمپین نیاز دارد، چند ده هزار حامی می‎خواهد. بنابراین نبود وضعیت اقتصادی مناسب و عدم تعادل دو عامل اصلی هستند که کراودفاندینگ‎ها را در ایران عقب انداخته است.».

دولتی‎ها وارد عمل شدند

وزارت کار یکسری نشست‎هایی را حول این محور انجام داد که شروع آن با سه الی چهار نفر از خود وزارت کار و پلتفرم دونیت بود. سعی شد در این جلسات پیش‎نویس یا قانونی برای بحث کراودفاندینگ آماده شود. بیش از ۲۵ جلسه برگزار و کم‎کم از سازمان‎های مختلف به تعداد حاضرین اضافه شد؛ البته بخش خصوصی نیز به این نشست‎ها راه پیدا کرد.

سنیسل در این‌باره گفت: «این موضوع را می‎توان خوب ارزیابی کرد؛ چراکه با ورود بخش خصوصی در این حوزه، جلوی بسیاری از کج‎روی‎ها گرفته و ذهنیت خوبی ایجاد شد. پیش‎نویس‎ها نیز به‌مرور تکمیل شدند تا به پیش‎نویس نهایی رسیدیم. بحث برای یک‎ سال و نیم مسکوت ماند تا زمانی که با ورود آذری‎جهرمی، وزیر ارتباطات، کار با فرابورس ادامه پیدا کرد. متاسفانه پیش‎نویسی که توسط کارگروه تهیه شده بود، وقتی برای فرابورس به‌عنوان متولی این امر فرستاده شد، با تغییرات عجیب‎وغریبی روبه‎رو شد و اعتراض بسیاری از پلتفرم‎ها را بلند کرد. در ایران فرابورس به‌دلیل شباهتی که با کراودفاندینگ داشت، به‌عنوان متولی این حوزه انتخاب شد.

در واقع طرحی که از فرابورس بیرون آمد، شباهت زیادی به پیش‎نویس کارگروه مربوطه نداشت. دولت حدود سه الی چهار سال پیش و در ابتدا شروع خوبی داشت. ایران در آن دوره، جزء ۱۰ کشور اولی بود که در حوزه کراودفاندینگ مشغول قانون‎گذاری شد، اما زمانبر شدن این پروسه و تغییراتی که در پیش‌نویس ایجاد شد، این افتخار را از ایران گرفت. هنوز قانون درستی برای کراودفاندینگ‎ها ایجاد نشده است. تنها برای مبحث سهام‎محور قانون تعریف شده و برای مباحث خیریه و… هنوز قوانینی وضع نشده است. با این همه تاخیر، قانونی هم که برای مبحث سهام‎محوری بیرون آمده، دارای اشکالات زیاد و سنگینی است. من شخصا نظرم این است که دولت مانند قوانین دیگر، محلی برای رانت ایجاد کرده است.»

ایرادات فراوان قوانین جدید

یکی از ایرادات الزام پلتفرم‎ها در مورد بستن قرارداد با یکی از نهادهای مالی است. نهاد مالی تعریفی دارد که در تعریف سازمان بورس کاملا مشخص است. پلتفرم‎هایی که تا آن زمان به‌صورت خصوصی کار می‎کردند، ملزم شدند که خودشان نهاد مالی شوند یا با یک نهاد مالی قرارداد ببندند؛ تبدیل‌شدن یک استارت‌آپ سه یا چهارنفره به یک نهاد مالی که نیاز به پشتوانه مالی قوی دارد، به‎طور عملی امکان‎پذیر نبود.

محی سنیسل معتقد بود که قوانین ایران در این حوزه دچار ایرادات زیادی است و در این‎باره افزود: «قرارداد با این نهادهای مالی نیز قدرت را از پلتفرم‎ها می‎گرفت و به نهادهای مالی می‎داد. در واقع قبل از آن نهادهای مالی به‌دنبال پلتفرم‎ها بودند که با ما همکاری کنند، اما بعد از این قانون پلتفرم‎ها مجبور شدند که به‌دنبال نهادهای مالی بدوند. بسیاری از نهادهای مالی در ازای استفاده از امتیازات‌شان بسیار شرط و شروط می‎گذاشتند تا پلتفرم‎ها به خواسته‎های آنها تن بدهند. این ماجرا موازنه را کلا تغییر داد و فضا را برای رقیب‎های خصولتی یا دولتی مانند بانک‎ها و کارگزاری‎ها که نهاد مالی بودند، باز کرد. در حال حاضر تمام بانک‎ها وارد بحث کراودفاندینگ شدند و شرکت‎های خصوصی مانند حامی‎جو و دونیت نابود شدند. در واقع بحث کراودفاندینگ از بخش خصوصی به سمت دولت حرکت کرد. مهربانه نیز تنها با ثبت یک سازمان خیریه توانسته جلو برود و این ماجرا موجب نشده که از باقی پلتفرم‎ها بهتر باشد؛ چراکه ثبت یک پلتفرم خیریه نیاز به روابط خاصی دارد و زمانبر نیز هست. همچنین انتفاع و سودآوری را زیر سوال می‎برد؛ زیرا یک پلتفرم خیریه نمی‎تواند فعالیت دیگری انجام دهد و محدودیت زیادی ایجاد می‎کند.»

دولت چه کمکی می‌تواند بکند؟

یکی از چالش‎هایی که در این حوزه وجود دارد، عدم آگاهی عمومی و عدم اطمینان مردم است. رفع این چالش‎ها نیاز به گذشت زمان و ایجاد تجربه‎های موفقیت‎آمیز دارد. سنیسل معتقد است در آغاز استارت‌آپ‎هایی مانند دونیت و مهربانه خوب شروع کردند و تا حد زیادی اعتمادی که تا به امروز در این فضا وجود دارد را مدیون این پلتفرم‎ها هستیم و این موضوع با عدد و رقم قابل اثبات است.

چالش دیگر به آشنایی و جاافتادن فرهنگ این موضوع در بین مردم مربوط می‎شود. گزینه دیگر به زیرساخت‎های فنی بانکی و مالی برمی‎گردد. بر فرض مثال در همه جای دنیا در مدل کراودفاندینگی که انجام می‎شود، پلتفرم‎ها پول را از حساب حامیان برداشت نمی‎کنند، بلکه پول را در حساب آن حامی مسدود می‎کنند تا زمانی که کمپین به مبلغ هدف و موفقیت برسد؛ آن موقع پول را برداشت می‎کنند و به صاحب کمپین می‎پردازند.

در ایران زیرساختی برای مسدود کردن پول در حساب حامیان نداریم و به اجبار پلتفرم‎ها مجبور هستند که پول را در همان لحظه که حامی اعلام حمایت می‎کند، از حساب حامی برداشت کنند. در صورتی که پروژه موفقیت‎آمیز نبود، باید پول بازگشت داده ‎شود. این موضوع اعتماد را سخت‎تر و نقل‌وانتقالات چندباره، هزینه‎ها را بالا می‎برد.

او تصریح کرد:

«بحث دیگر در مورد زیرساخت‎های قانونی است که پیش‌تر هم عنوان شد؛ یکی از چالش‎هایی که دونیت با آن روبه‎رو بود، به مبحث ورود به تامین مالی جمعی برای پروژه‎های کارآفرینی و استارت‌آپ‎ها برمی‎گردد که ظرف قانونی وجود ندارد تا اوراق یا سندی برای سرمایه‎گذاران صادر شود. در واقع این موضوع اعتماد را پایین آورد و این‎ فعالیت را نشدنی ساخت. بدنه دولت قدرت درک این‌گونه فعالیت‌ها را نداشته و این داستان را گدایی آنلاین می‎خواند.»

از سنیسل پرسیدیم به نظر شما با این تفاسیر گزینه‌ای برای رشد کراودفاندینگ‎ها در ایران وجود دارد؟ در پاسخ گفت: «با زور، بگیروببند و قانون‎های دست‌وپاگیر نمی‎شود کمکی به کراودفاندینگ کرد. دولت بیشترین کاری که می‎تواند انجام دهد، این است که کراودفاندینگ را به مردم معرفی کند و ریسک مردم برای مشارکت در این حوزه را پایین ببرد. نیاز نیست دولت به پروژه‎های ما کمک نقدی کند، تنها یک پروژه چند ده میلیارد تومانی را به ما پلتفرم‎های کراودفاندینگ بسپارد تا بتوانیم با به سرانجام‌رساندن آن اعتمادسازی کنیم. ما انجمن کراودفاندینگ در ایران تشکیل دادیم و با رقبا نیز به این تفاهم رسیدیم که از دوستان بهزیستی درخواست کنیم یک پروژه را که منفعت ملی دارد، به ما بسپارد و با معرفی پلتفرم، مردم را به سمت ما هدایت کند. وقتی مردم ببینند پلتفرم‎های کراودفاندینگ تا چه میزان می‎توانند برای کشور مفید باشند، ناخودآگاه اطمینان ایجاد می‎شود و نیاز مالی به دولت از بین خواهد رفت. هم‎اکنون نیز قشر نوآور و اقشاری که با اینترنت سروکار دارند، دید خوبی به این داستان پیدا کرده‎اند و تجربه‎های خوبی از کراودفاندینگ روی اینترنت می‎بینیم. این ‎روزها اشخاص هم به‌دنبال کراودفاندینگ در شبکه‎های اجتماعی هستند و این روند عادی است. سرعت رشد آن نیز معقول و منطقی است و اگر دولت هم می‎خواهد کمک کند، نیاز است که به ما فرصت و فضا بدهد. همچنین دولت با تضمین سرمایه مردم می‌تواند برای کراودفاندینگ گام خوبی بردارد.»

حضور کراودفاندینگ در فرابورس

چارچوبی که فرابورس برای کراودفاندینگ‎ها در نظر گرفته، محدودیت‎های زیادی دارد. برای نمونه تعیین سقف ۵۰۰ میلیون تومانی برای تامین مالی یک استارت‌آپ تا سال گذشته خوب بود، اما هم‎اکنون این مبلغ کمک شایانی به کارآفرین نخواهد کرد. هزینه بهبود این چارچوب از بین رفتن پلتفرم‎های خصوصی است.

صاحب کسب‌وکار دونیت در این‎باره گفت: «بخش دولتی با دخالت‌دادن بانک‎ها در این حوزه، پلتفرم‎های کراودفاندینگ را کنار زده است. به نظر من اولین گامی که باید برداشته شود، منع‌شدن بانک‎ها در این حوزه است. برای نمونه ما با پنج بانک مذاکره کردیم؛ دید همه آنها این بود که پلتفرم را بخرند و ما زیرمجموعه و کارمندان بانک شویم! هیچ‎کدام در اندیشه سرمایه‎گذاری با پلتفرم‎های کراودفاندینگ نبودند. باز هم تاکید می‎کنم، دولت تنها کاری که می‎تواند انجام دهد، منع‌کردن بانک‎ها از ایجاد پلتفرم است. حضور بانک‎ها بی‎انگیزگی، تعطیلی و رقابت نادرست را در پلتفرم‎های بخش خصوصی به همراه داشته است. این‎ کار نیاز به جوانانی دارد که فکر و انرژی خود را در این حوزه صرف می‎کنند؛ نه بانکی که لَخت است و کلی قوانین دست‎وپاگیر دارد. خلاقیت تیم‎های جوان اگر در کنار قدرت مالی و اعتباری بانک‎ها قرار بگیرد، می‎تواند خیلی سریع کمک کند تا کراودفاندینگ در ایران پا بگیرد. در حقیقت با گذشت زمان اختیار از دست کارآفرینان و جوانان در این حوزه خارج شده است.»

پایان دونیت

زمانی که دونیت تعطیل شد از لحاظ اقتصادی در شرایط بدی نبود؛ چراکه به نقطه سربه‎سر و سوددهی رسیده بود. محی سنیسل دلیل واقعی تعطیلی دونیت را بی‎مهری‎هایی دانست که در بحث قانون‎گذاری وجود دارد.

او در این‌باره گفت: «بعد از اینکه فرابورس قوانین را تغییر داد، با وجود اعتراضات زیاد، هیچ‌کس صدای ما را در این راستا، نشنید. کراودفاندینگ بحثی است که به‎طور مستقیم با پول در ارتباط است و خیلی‎ها دندان تیز کردند که وارد این حوزه شوند. پلتفرم‎های کراودفاندینگ جایگاه خوبی نیز در دنیا برای پولشویی دارند. تمام آنچه گفته شده، این حوزه را برای افراد پشت پرده جذاب می‎کرد. ما خیلی سعی کردیم با این ماجراها مبارزه کنیم، اما به‌طور عملی قدرتی نداشتیم. علاوه بر این می‎دیدم که همان بانک‎ها نیز کل پلتفرم دونیت را کپی می‎کردند و نوآوری از خودشان نداشتند. ضربه آخر را نیز دادستان شیراز زد که با جلب من به جرم ساختن پلتفرم دونیت و انجام کار خیریه، تصمیم گرفتم این پلتفرم را تعطیل کنم.»

محی سنیسل در پایان گفت‎وگو از اعتقاداتش گفت. او اشاره کرد: «در مسیر تغییر و بهبود همیشه هرج‌ومرج وجود دارد. اگر بخواهیم نیمه پر لیوان را ببینیم گلایه‎های مطرح‌شده می‎تواند مسیر بهبود تلقی شود. همین که نهادهای مالی با استارت‌آپ‎ها رقابت می‎کنند، همین که من نسبت به قوانین وضع‌شده برای کراودفاندینگ‎ها اعتراض دارم، یک معنی مهم را می‎رساند؛ اینکه کراودفاندینگ‎ها جدی گرفته می‎شوند. شاید وضعیت فعلی مطلوب نباشد و موجب ناامیدی و بی‎انگیزگی من شود، اما در نمای بزرگ‌تر من و امثال من، همه کراودفاندینگ نیستیم. این روش بسیار بزرگ‌تر و فراگیر‎تر از پلتفرم دونیت است. اطمینان دارم حرکتی که آغاز شده، دیر یا زود به سرانجام خواهد رسید.»

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *