• ربات کراودفاندینگ دات‌آی‌آر
  • 29 می 20
  • ربات

کویرنورد تبریزی در گفت‌وگوی تفصیلی با آناج مطرح کرد؛

کویرنوردی خروجی ایده‌های پدر موشکی ایران است/ آذربایجان‌ باید به داشتن قیچی‌ساز افتخار کند/ ریختن یک لیوان آب، بزرگترین اشتباه زندگی‌ام بود!

کویرنورد تبریزی که نام خود و کشورمان را در کتاب رکوردهای گینس به ثبت رسانده است، از سختی‌های این رشته نوپای ورزشی می‌گوید.

گروه ورزشی آناج: کویرنوردی یکی از رشته‌های نوپا و کاملاً ناشناخته در ورزش کشورمان است و شاید کمتر کسی از مردم عادی اسم این رشته ورزشی را شنیده باشند. این رشته شاخه‌ای از کوهنوردی محسوب می‌شود و از خروجی ایده‌های پدر موشکی ایران شهید حسن تهرانی مقدم در عرصه کوهنوردی است و در مدت زمان تولد کوتاه خود تنها توانسته است یک ورزشکار حرفه‌ای را معرفی کند.

این ورزشکار یونس موحد سریعی نام دارد؛ مردی از جنس کویر که توانسته است اکثر بیابان‌های کشورمان را پیمایش کرده و حتی رکوردی نیز با نام خود و ایران در کتاب رکوردهای گینس به ثبت برساند. او می‌گوید کویرنوردی بسیار خطرناک است و مثل یک کوهنورد، کوچکترین اشتباه یک کویرنورد می‌تواند آخرین اشتباهش باشد.

موحد سریعی میهمان تحریریه آناج بود و طی این دیدار گفت‌وگویی با وی در مورد زوایای نهان و پنهان این رشته نوپا انجام داده‌ایم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:

* کویرنوردی خروجی ایده‌های شهید تهرانی مقدم بود
* هدفم اعتلای نام ایران و دستیابی به اهداف ملی است
* ایران باید به داشتن قیچی‌ساز افتخار کند
* کویرنوردی در ایران پتانسیل بسیار بالایی دارد
* ثبت پروژ‌ه‌ها با نام شهیدان
* انتقاد از استاندار آذربایجان‌شرقی و فرماندار تبریز
* در کویر مرگ را از نزدیک لمس کردم
* ریختن یک لیوان آب، بزرگترین اشتباه زندگی‌ام بود
* دشواری کویرنوردی یک پله بالاتر از هیمالیانوردی است

آناج: لطفا خودتان را برای مخاطبان آناج معرفی کنید:

من یونس موحد سریعی، متولد ۱۳۶۰ تبریز هستم و در رشته مهندسی شیمی تجزیه از دانشگاه شهید بهشتی فارغ التحصیل شده‌ام؛ در زمینه جوش‌های سطحی و زیر سطحی تخصص ویژه دارم. عضو انستیتو جوش ایران و فدراسیون جوش‌های اروپا هستم و یک شرکت گاز رسانی داشتم ولی مدتی است که به حالت تعلیق درآورده‌ام.

در حال حاضر فردی مجرد هستم و در چهار رشته کویر، هیمالیا، قطب و آتشفشان نوردی فعالیت می‌کنم. پدیده‌های نوعی که جهت احیای کوهنوردی ایران یا ماراتن احیای کوهنوردی ایران نام گرفته و داستانی به نام داستان خط مقدم.

 

 

آناج: چطور شد وارد این رشته شدید؟

تنها ورزشکار حرفه‌ای هستم که بدون عقبه‌ کوهنوردی وارد این رشته شده‌ است و در مجامع عمومی و خاص وقتی این موضوع را مطرح می‌کنم، همه از آن تعجب می‌کنند. من در گذشته فقط دوچرخه‌‌سوار آماتور بودم و تنها در مدت ۲، ۳ سال اخیر این رکوردها را کسب کردم.

شهید حسن تهرانی مقدم پدر موشکی ایران از دوستان نزدیکم بودند و می‌توان گفت کوبرنوردی از خروجی ایده‌های این شهید در عرصه کوهنوردی بود بطوریکه هشتاد درصد کارهایم نظریات و افکار ایشان است. آقای حسن تهرانی مقدم مسئول کارگروه کوهنوردی سپاه پاسداران و عضو هیئت رئیسه فدراسیون کوهنوردی بودند و این درحالی است که همه فکر می‌کنند نظامیان فقط در عرصه نظامی فعالیت می‌کنند.

آناج: از چند سالگی کویرنوردی را شروع کردید و چطور شد که به این رشته علاقه‌‎مند شدید؟

من از سی و دو سالگی وارد این رشته شده‌ام و الان سی و پنج سال دارم. بخشی از صحبت‌های ما با آقای حسن تهرانی مقدم مبنی بر این بود که یک سری کارها باید برای عرصه کوهنوردی ایران انجام بگیرد، از جمله رشته‌های نوعی که تا به حال انجام نگرفته بود. چنانچه مستحضر هستید ما نه از ایران کویرنورد داشتیم، نه قطب‌نورد و نه هیمالیانوردی که در گشایش مسیر جدید، صعود سرعتی و صعود در فصل زمستان فعالیت کند. تنها قطب نورد حرفه‌ای ما هم که به حالت سیمناتوری به قطب جنوب رفته‌اند آقای بابک امین تفریشی هستند که در جهت تحقیقات علمی رفته بودند و همچنین ما از ایران آتشفشان‌نورد هم نداریم.

هدف ما اعتلای نام ایران و دستیابی به اهداف ملی است تا استنباط کنیم که این امر در دنیا تنها دست چند کشور نیست که بخواهند این عنوان را قبضه کنند. خواستن و توانستن است و انجام یک سری کارهایی که در این رشته کاملاً حساس و هایتیک هستند.

آناج: جایگاه این رشته در ایران چگونه است؟

اگر در عرصه کویرنوردی صحبت کنیم باید بگویم این رشته یک ورزش نوپا و ناشناخته است. یعنی کلیه اهدافی که الان در موردش صحبت می‌کنیم ناشناخته هستند به جز هیمالیا که در بخش عمومی و در مسیر نرمال و فصل عادی صعود کرده‌اند، از جمله صعود کنندگان آقای عظیم قیچی‌ساز هستند و هیجده نفر که از ایران توانسته‌اند هر کدام چند قله هشت هزار متری صعود کنند. باز هم پیش قراولشانقیچی‌ساز است و آذربایجان‌شرقی باید به داشتن چنین ورزشکاری افتخار کند.

اگر بخواهیم کویرنوردی را تعریف کنیم: به پیمایش پای پیاده و به صورت انفرادیِ مسافت بیش از دویست کیلومتر از نقطه مبدأ به مقصد که در دل کویر قرار گرفته است، چه در داخل ایران و چه در خارج ایران، کویرنوردی می‌گویند و با توجه به اینکه مخوف‌ترین کویرهای لیگی دنیا و طولانی‌ترین مسافت طولی و ارتفاعی تپه‌های شنی در ایران قرار گرفته است، بنابراین رشته کویرنوردی در کشورمان پتانسیل بسیار بالایی دارد. اشرهای مختلفی از باتلاق، مرداب و منداب، خاک پفکی، شن‌زار، شوره‌زار و نمکزار در ایران وجود دارد، ولی متاسفانه فقط از چند بُعد محدود به آن نگریسته شده است که یکی از ابعاد آن عکاسی است و بعدهای دیگر آن نجوم شناسی و خاک شناسی یا محیط شناسی هستند. جدیداً هم گروه‌هایی هستند که جهت آفرود به کویر عظیمت می‌کنند. متاسفانه کویرهای ایران به تدریج در حال دگرگونی و رو به اضمحلال می‌رود که یکی از نقاط منفی آنها است.

من طی چند سالی که وارد این رشته شده‌ام خیلی‌ها را مجذوب این رشته کرده‌ام و خیلی‌ها هم در صدد این هستند که به نسبت خود کارهایی انجام دهند ولی همانند هیمالیانوردی خیلی سخت و خیلی خطرناک است، به دلیل اینکه در جامعه داده‌‌های اطلاعاتی مناسبی وجود ندارد که مردم عادی بتوانند از آنها استفاده کنند.

 

 

آناج: در حال حاضر چه کسانی و چه نهادهایی هزینه‌های شما را تامین می‌کنند؟

ما سه پروژه انجام داده‌ایم که در بین آنها پروژه سوم منجر به رکورد کتبی شد و در کتاب گینس صفحه ۲۳۷ به عنوان سرعتی‌ترین پیمایش کویری سطح جهان به عنوان یک پروژه ریز و حائز اهمیت مطرح و ثبت گردید.

در عرصه کویر جذب اسپانسر دشوار است. در وب سایت من حدود ۲۰ الی ۳۰ لوگو وجود دارد و مردم چنین می‌پندارند که ما از هر کدام پنجاه الی شصت میلیون پول گرفته‌ایم ولی اگر چنین بود من ۲۵ میلیون هزینه‌های دندانپزشکی خود را که برای ایمپلنت دندان‌هایم کنار گذاشته بودم، صرف نمی‌کردم تا این رکورد را در گینس به ثبت برسانم. برخی از شرکت‌هایی که اسپانسر می‌شوند به ما هزینه مالی نمی‌دهند و فقط تامین کننده تجهیزات هستند، مثلاً جلبوی فرانسه تامین کننده عینک است و در هر پروژه سه الی چهار عینک می‌دهد که اگر بخواهیم ارزش ریالی‌اش را حساب کنیم چیزی حدود دو الی سه میلیون می‌شود و این درحالی است که مردم عادی فکر می‌کنند از هر لوگو هفتاد میلیون پول گرفته‌ایم.

ما یک پروژه در پیش داریم که کاملاً استراتژیک است و با آن می‌توانم رکورد خودم را به حالت جهشی تغییر بدهم ولی هنوز تا اینجا نتوانسته‌ام هزینه مالی آن را تأمین کنم. من از آقای استاندار جبارزاده و آقای دکتر شهرتی‌فر انتقاد دارم چون ما از آنها انتظار حمایت داریم ولی هیچ حمایتی نکرده‌اند و شاید اگر از یک سازمان درخواست حمایت می‌کردم، بیشتر راغب می‌شدند. البته باید بگویم در این عرصه جدیداً مراکز عالی امنیتی و نظامی به خاطر اینکه نام تمام پروژه‌های ما «داستان خط مقدم به یاد شهید حسن تهرانی مقدم» هست، ما را ساپورت می‌کنند چون می‌دانند که یک فرد انقلابی هستم و در کلیه مجامع عمومی مجازی اعم از فیس بوک و یوتیوب پرچم ایران روی کوله‌پشتی من است و تنها ورزشکاری هستم که با افتخار شعارم اهداف ملی و غرور ملی است.

هر پروژه ما به نام دو شهید ثبت شده است. پروژه «ریگ جن» که دویست و سی و هفت و نیم کیلومتر بود و در مدت چهار روز و دو و نیم ساعت به طول انجامید، به نام شهید تهرانی مقدم و شهید منتظر قائم ثبت شد و پرچ ایران را روی دکل مخابراتی با وزن نود و هشت کیلوگرم به طول نه متر و پنجاه سانت و روی مخوف‌ترین نکته ری جی سی نصب کرده‌ایم که به طور دائم بماند، این کار تأیید شده از طرف صنایع دفاع است. آن منطقه کاملاً استراتژیکی بوده و خودشان هم با پهباد عکس و فیلم گرفته‌اند.

آناج: دشواری‌های ورزش کویرنوردی در چیست؟

کویرنوردی مانند هیمالیای امروز نیست که با یک شرکتی قرارداد ببندیم و به آن شرکت مبلغی بپردازیم که ما را در منطقه حمایت کند و کاملاً تحت کنترل باشیم. در تمامی صعودهایی که به قلل هیمالیا صورت می‌گیرد، چند نفر باهم حرکت می‌کنند و به عبارتی از همدیگر پشتیبانی می‌کنند ولی کویرنوردی به صورت انفرادی انجام می‌شود و ما با هیچ شرکتی ارتباط نداریم. کوتاه‌ترین مسافتی که پیمایش می‌کنیم ۴۰۰ کیلومتر است، یعنی در این ۴۰۰ کیلومتر فکر می‌کنم فقط ائمه اطهار و خداوند هستند که ما را حمایت می‌کنند و یک تعداد ابزار آلات فنی از جمله جی پی اس و قطب نما و بیسیم‌های برد بلند و خدای ناکرده اگر کسی یک اشتباه میلی‌متری انجام دهد، آخرین اشتباهش می‌شود.

آناج: یعنی هیچ گونه ارتباط با مرکز وجود ندارد؟

چرا، ارتباط با تجهیزات انجام می‌شود و با تهران، سمنان و مشهد ارتباط داریم. من تنها شخصی هستم که مجوز حمل یک سری تجهیزات خاص را دارم ولی یک سؤال دارم، آیا شخص دیگری که علاقه دارد مثلاً در صحرای گپی چین هزار کیلومتر پیمایش کند می‌تواند ساپورت پشتیبانی بگیرد؟ ساپورت پشتیبانی که باید دقتش از خود پشتیبان به مراتب بالاتر باشد. کوچک‌ترین مسئله روان‌شناختی را پشت موبایل ماهواره‌ای و بیسیم فوری تجزیه تحلیل کند که شخص چگونه در آن موقعیت قرار گرفته است و چرا می‌گوید حوصله ندارم و یا امروز خسته کننده بود. این مسائل کاملا روانشناختی است و در واقع می‌شود گفت که دشواری کویر یک پله از هیمالیا بالاتر است.

آناج: چه جذابیت‌هایی این رشته را از سایر رشته‌ها متمایز می‌کند؟

می‌گویند ارتباط برقرار کردن با خدا در کویر خیلی راحت است و کویر همیشه این را استنباط می‌کند که تنها منبع ارتباط عرفانی با خداست. کویر جذابیت‌هایی فراوانی دارد و حتی گردشگرانی که برای عکاسی به کویر می‌روند، متحیر می‌مانند. پتانسیل زیادی در کویر وجود دارد ولی متاسفانه کسی از آن استفاده نمی‌کند.

 

 

آناج: به کویرهای خارج از ایران هم رفته‌اید؟

من از طرف دکتر شریف‌نژاد مشاور گردشگری شهردار تبریز به عنوان سفیر ورزشی انتخاب شده‌ام و نماینده تبریز ۲۰۱۸ هستم. ما دو پروژه در پیش داریم که مبحث کویرنوردی برای مدتی از طرف من بسته خواهد شد. یکی از این پروژ‌ه‌ها استراتژیک است و پیمایش کامل خط‌ الرأس کویری ایران می‌باشد. ۱۲۵۰ کیلومتر، زیر مدت بیست روز که از نظر طولی و زمان استراتژیکی‌ترین پروژه کویری ایران است. می‌خواهم کاملاً به روش خطرناک و پرفکت اجرا کنم و استنباط کنم که یونس موحد سریعی فقط پیمایش سرعتی و مسافت نیمه بلند نمی‌کند.۱۲۵۰ کیلومتر از استان قم شروع می‌شود و این مسیر قرار بود تا خرسان جنوبی باشد اما به عشق امام رضا و علاقه‌ای که به ائمه اطهار دارم، مقرر شد تا ۲۲۰ کیلومتر هم به عشق امام رضا از خراسان جنوبی به رضوی پیمایش کنم که به روش سولوترکینک یا پیمایش آزاد در مدت زمان کمتر از ۲۰ روز انجام می‌گیرد.

من برای تبریز ۲۰۱۸ یک پروژه دارم که آقای شهردار هم بررسی کرده و موافقت‌های اولیه انجام شده است. قصد داریم از صحرای گپی چین در جاده ابریشم یا ایپک یولی مسافت بالای ۳۷۵۰ کیلومتر را به مدت زیر یک و نیم ماه پیمایش کنیم. این هم یکی از نقاط شگرف است که به خاطر ایران و مردم غیور و شهیدپرور آذربایجان انجام خواهم داد. این در رزومه‌ام خواهد بود ولی از پروژه‌های اصلی نیست و اگر خدا بخواهد برای سال آینده شروع جهشی هیمالیانوردی خواهیم داشت که اولین صعود زمستانی از کشور ایران خواهد بود.

آناج: غیر از شما چند نفر در ایران کویرنوردی را دنبال می‌کنند؟

الان یک جهش انجام گرفته و از استان سمنان ۲، ۳ نفر فعالیت می‌کنند ولی نه به حالت حرفه‌ای، لیکن به طور جمعی و آماتوری و تیمی هستند و به این دلیل نمی‌توانند تامین تجهیزات کنند.

آناج: تلخ و شیرین‌ترین خاطره‌تان در این یک سال و نیم که کویرنوردی را شروع کرده‌اید، چیست؟

پروژه اولم پیمایش ۴۵۰ کیلومتر نرمال بود که به عنوان اولین پروژه کویری ایران ثبت شد و چون تجربه اول بود، از ابتدایی‌ترین تجهیزات استفاده کرده بودیم. در ایران اطلاعات کویرنوردی وجود ندارد و جا دارد از تنها استاد کویرنوردی‌ام آقای حسین نظر یاد و تشکر کنم چراکه چیزهای زیادی از او آموختم. ایشان یکی از حرفه‌ای‌های فدراسیون کوهنوردی هستند و تنها فردی هستند که در این فدراسیون کویرنوردی کرده‌اند و کتابی به نام «گامی به سوی کویرهای ایران» دارند.

در پروژه دومم یک خاطره تلخ و یک خاطره شیرین دارم؛ خاطره تلخم را که چندین روزنامه در تبریز چاپ کردند این بود که من بیست و چهار ساعت در کویر تشنه مانده‌ام. بیست چهار و ساعتی که تیم پشتیان ۳۸۰ کیلومتر با ماشین پیمایش کرد تا به من برسدو آن دنیا را از نزدیک لمس کرده‌ و مرگ را رسماً دیدم. ماه رمضان بود و از پشت بیسیم از من پرسیدند چه حسی داری؟ گفتم احساس می‌کنم مؤذن یکی دو ساعت اذان را دیرتر گفته، گفتند یکی دو ساعت نیست دوازده ساعت است. وقتی تیم پشتیبان به من رسید، شدیداً عطش داشتم و ناخوآگاه گریه کردم. حتی عکس‌هایی که از من گرفتند در بعضی جاها هم انتشار یافت که این کویرنورد ناخودآگاه گریه کرده است. وقتی به من آب دادند یک ساعت بعد آب را خوردم، بعداً از من پرسیدند که چرا این اتفاق افتاد گفتم آن لحظه یاد امام حسین (ع) افتادم. در کویر خیلی راحت می‌توان مرگ را لمس کرد یعنی امید فقط به خدا و ائمه اطهار و آن تجهیزات ناچیز است و بدون اغراق می‌گویم اگر طوفان شن بیاید جی پی اس، ماهواره، قطب‌نما، بیسیم، هلیکوپتر همه هیچ است. آنجا تنها نجات دهنده فقط خداست؛ این تلخ‌ترین خاطره‌ام بود.

خاطره شیرینم هم در سال ۹۳ در ۴۸ کیلومتری ورودی ریگ جن – منطقه‌ای کویری و دارای تپه‌های ماسه‌ای (تلماسه) در کویر مرکزی ایران است- اتفاق افتاد. این منطقه را به دو صورت طولی و عرضی پیمایش کرده‌ام که رد طی عرضی آن در بیست و هفت کیلومتری شهرستان جندق پروژه تمام شد. وقتی تیم پشتیبان به من رسیدند پشت بیسیم آیه قرآن باز کرده بودم و زمزمه آیات الهی در پایان پروژه سرعت پیمایش مرا به دوازده کیلومتر در ساعت رسانده بود. الان وقتی می‌گویم موهایم سیخ می‌شود. وقتی به نیروهای انتظامی و امنیتی منطقه رسیدم، اصلاً نتوانستم حرف بزنم. حتی یادم است یکی از دوستان برای شوک وارد کردن کشیده‌ای به من زد تا به خودم بیایم و یقین دارم که خطرناک‌ترین پروژه‌ای بود که انجام دادم. این پروژه در زمستان انجام شد و سرعت وزش باد شصت کیلومتر در ساعت بود، سرما از یک طرف، تنهایی از یک طرف و چه چیزی روبرویمان در خواهد آمد از یک طرف و طی کردن این مسیر واقعاً سخت بود. در هیمالیا شما می‌توانید از آقای قیچی‌ساز کمک بگیرید که فلان قله را چگونه می‌توانید صعود کنید ولی اینجا هیچ چیز نبود. کاملاً شوکه شده بودم  و نمی‌توانستم حرف بزنم. بعد به خانه دوستان که رسیدیم یواش یواش توانستم حرف بزنم و دیدم که این پروژه هم با موفقیت تمام شد.

البته قضیه ریگ جن هم برایم ناگوار بود چون اتفاقی افتاد که می‌توانست به مرگم منتهی شود. در حین پروژه موبایل ماهواره‌ایم زنگ خورد و وقتی خواستم جواب بدهم دستم به لیوان آب ذخیره‌ای که همراه داشتم، خورد و زمین ریخت. این بزرگترین اشتباهی بود که در عمرم انجام دادم و الان هم خودم را نمی‌توانم ببخشم که من چرا باید هیجان زده می‌شدم و آن لیوان آب زمین می‌ریخت چون ارزش آن از میلیاردها نقدینگی بیشتر بود.

 

 

آناج: با توجه به تجربه‌ای که در این رشته کسب کرده‌اید، آیا افراد دیگری که به این راه می‌روند از شما مشاوره می‌گیرند؟

من الان مسئول امداد و نجات کویرهای مرکزی ایران هستم. اول عضو داوطلب بودم اما بعداً عضو رسمی سازمان امداد و نجات شدم و در حال حاضر مسئول امداد و نجات کویرهای مرکزی ایران هستم. عضو انجمن کوهنوردی ایران هم هستم و همچنین عضو رسمی فدراسیون کوهنوردی و در مدتی که وارد این عرصه شده‌ام پانزده مدرک کوهنوردی گرفته‌ام. مربی قطب نما در بخش‌های ویژه جهت رهگیری هستم و افتخارم این است که به ۲۵۰ نفر از نفرات سازمان امداد و نجات در سمنان و به ۴۵۰ نفر در ۵۰ درجه کویر شهداد آموزش داده‌ام. تاکنون خروجی بالای ۸۰۰ نفر آموزش دارم و علاقه‌ام این است که داده‌های اطلاعاتی خود را به کل ایران عرضه کنم و جهت پیشبرد تمام انسان‌های فرهیخته‌ای که دلهای‌شان برای ایران و آذربایجان می‌تپد.

آناج: کویرنوردی جزو کدام فدراسیون ورزشی است؟

هنوز فدراسیون رسمی برای این رشته تشکیل نشده، چون بسیار چالشی بوده و حمایت‌های خاصی می‌طلبد. در حال حاضر من به سفارش حضرت آقا و ارتباط نزدیک با نفرات عالی‌رتبه سپاه مسئول کارگروه کویرنوردی و کوهنوردی و کل بسیج ادارات و وزارتخانه‌ها هستم و به دنبال این هستیم تا فدراسیون یا بخشی به نام کویرنوردی در ایران تشکیل شود.

آناج: آرزویتان چیست و دوست دارید کدام کویر را پیمایش کنید؟

اگر خدا بخواهد قصد دارم به عشق ایران و آذربایجان و به خاطر اهداف قلبی خودم و همچنین جامه عمل پوشاندن به سخنان حاج حسن تهرانی مقدم صحرای سینا را که ۴۲۵۰ کیلومتر است، به صورت طولی پیمایش کنم.

آناج: فوتبال هم تماشا می‌کنید؟

فوتبال را گاه گداری دنبال می‌کنم ولی به شدت تراکتوری هستم و قصد دارم این بار پرچم تراکتور را در کویر به اهتزاز در بیاورم.

آناج: نظرتان در مورد تیم تراکتورسازی چیست؟

به شدت پیگیر بازی‌های تراکتور هستم و این تیم را یکی از نقاط قوت بین‌المللی می‌دانم. قصدم این است در مجامع بین‌المللی لوگوی تراکتور را هم باز کنم. من سردار آجورلو را هم از نزدیک ندیده‌ام ولی اگر تراکتور علاقه‌مند باشد و پرچمش به دستم برسد، می‌خواهم در یکی از پیمایش‌هایم نام تراکتورسازی را نیز مطرح کنم.

آناج: و حمایت‌های معنوی که از باشگاه تراکتورسازی انجام خواهید داد.

چون تبریزی هستم، به هر نوعی به تبریز احساس دین می‌کنم. در ابتدا هم گفتم منظور این نیست که باید به من کمک مالی شود تا من لوگو ببرم بلکه هدف من شناساندن نقاط ناشناخته کشورمان به جهانیان است. متاسفانه ورزشکارانمان برعکس هستند و وقتی اسم لوگو می‌آید اول یک مبلغ تعیین می‌کنند که این اشتباه است. این فکرها همیشه امتیاز منفی می‌آورد و باید مثبت باشیم. من اگر پرچم تراکتورسازی را ببرم برای خودم جای بسی غرور دارد که حامی تراکتور باشم. قرار نیست که بروم و در جایگاه بنشینم ولی قرار است که من این لوگو را ببرم، لذا این را برای خودم یک وظیفه می‌دانم.

 

 

آناج: کلام آخر؟

معمولاً در شهر تبریز وقتی کسی می‌میرد برایش بنر می‌نویسند و به شدت هم از او حمایت می‌کنند. در مساجد، اعلامیه‌ها، بنرها، خبرگزاری‌ها، رسانه‌ها …

من یک سؤال دارم قبل از اینکه من بمیرم آیا ممکن است دست به دست هم دهیم و یک سری پروژه‌های خاص ملی را برای ایران و آذربایجان انجام دهیم؟ آقای دکتر شهرتی‌فر، آقای جبارزاده استاندار آذربایجان‌شرقی که یک فرد فرهیخته هستند، آقای دکتر نجفی، آقای دکتر عرب باغی، آقای شامی نژاد و خیلی‌های دیگر، کسانی که از دستشان برمی‌آید کمک کنند. این کمک به یونس موحد سریعی نیست بلکه به نماینده کل مردم ایران و آذربایجان است. وقتی من در مصاحبه زنده تلوزیونی می‌گویم یونس موحد سریعی هستم از دومین استان پهناور ایران آذربایجان‌شرقی تبریز، مسائل زیادی را اثبات می‌کند. من علاوه بر اینکه یک فرد ولایت‌مدار هستم، حس شدید آذربایجان دوستی دارم که انشالله اگر خدا بخواهد در پروژه آینده هم هدفم چهار سردار آذربایجان خواهد بود. شهیدان حمید باکری، مهدی باکری، علی تجلایی و حسن شفیع زاده؛ به خصوص آقای شفیع زاده پدر توپخانه موشکی سپاه هستند.

گفت‌وگو از: سجاد جمالزاده

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *